به خدا راحت شدم
سلام به همه دوستای کانتر
من نازنین یکی از دوستای بچه گی کانتر هستم
از من خواسته که این کامنت رو تو ویلاکش بزارم تمام این کامنت هم خودش
گفته من هیچی نه کم کردم نه زیاد
از دفعه دیگه ولی خودم آپ میکنم فعلا .![]()
![]()
بابا بی خیال دیگه نازم کردنم حدی داره
ما که رفتیم بعد ما تازه میدونی کی دوست داره
رو تو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا
تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا
مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت
که تو اینجور با ما تا میکنی ای بی معرفت
راستش رو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت
به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
جون هرچی مرده آینقدر دیگه آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش
دیگه اون دنیای پر رنگ و چلچراغت نمی خوام
واسه رو کم کنی هم که شده سراغت نمی آم
قاطی کردم بد رقم می خوام که قیدت بزنم
می خوام این دندون عاریه رو از ته بکنم
عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه
همه مردم میدونن که زرد عنه عاشقه
(رضا صادقی)
تا اپ بدی باییییییییی![]()
![]()
داستانهای شیرین و حقیقت های تلخ
مطمئنآ همه شما از داستانهای افسانه ای فارسی و انگلیسی خواندید و شنیدید یا بصورت فیلم یا کارتون دیدید. همان داستانهایی که در انگلیسی (Fairy Tales) می گویند. مانند: سیندرلا, زیبای خفته و هفت کوتوله, پری دریایی, شنل قرمزی, حسن کچل یا داستانهای امروزی مثل: شیراک, زیبا و بهترین, تایتانیک و غیره.
همه ی اینها داستانهای شیرینی هستند که علاوه بر اینکه به
رویاها و آرزوهای ما رنگ و بو می دهند زندگی مان را تبدیل به جهنمی می کنند که از آن خارج شدن کار هر کسی نیست. در واقع زندگی به خودی خود زیباست و قابل زیست اما نگاه رویاگونه به آن و انتظارات ماورا الطبیعه باعث می شود زندگی در نگاهمان تبدیل به جهنمی غیر قابل تحمل شود.
متاسفانه در این داستان های شیرین حقیقت های تلخی نهفته است که کمتر کسی به آن ها اشاره و توجه می کند. در صورتیکه همین حقیقت های تلخ باعث می شوند انتظاراتمان به جایی برسند که هم زندگی را جهنم ببینیم هم برای دیگران جهنم کنیم.
مثلآ داستان سیندرلا را در نظر بگیرید. بی شک همه ی ما این داستان را خوانده ایم یا شنیده ایم یا بصورت کارتون و نمایش و غیره دیده ایم. در این داستان دختری زیبا بعد از ماجراها و سختی هایی که در خانه توسط نامادری و دو خواهر ناتنی بدجنس و بدریختش متحمل می شود نهایت با پرنس آن دیار ازدواج می کند. چه راحت همه چیز رویایی می گذرد, پری مهربان در کمک به او دریغ نمی کند و همه چیز مطابق شانس او پیش می رود و پرنس هم عاشق او می شود.
حالا سوال اینجاست که همه ی دخترانی که این داستان را می دانند و در رویاهایشان غرق می شوند خود را به مانند سیندرلا می بینند؟ شاید در ظاهر انکار کنند اما اکثریت دخترها در دوران جوانی و نوجوانی خود را به ماننذ سیندرلایی زیبا می بینند که پرنسی قرار است بیاید و آنها را از شر این زندگی رنجبارشان (بقول خودشان) نجات دهد. حالا هر کس به آنها چیزی بگوید ناراحت می شوند و هیچ کس را تحویل نمی گیرند چراکه سیندرلایی گفتن و ایشون منتظر پرنس با اسب سفیدش هستند. حالا هر چه بگویی خواهر من دوران اسب سواری گذشته و ملت با اتومبیل می گردند در کتشان نمی رود.
حالا این مشکلات زیاد مهم نیستند, نکته ای که در تمام دوران زندگی خانم ها بخصوص لحظات تنهایی شان قابل توجه است این است که همیشه بدنبال مادر و خواهرناتنی های بدجنسی می گردند که مانع رسیدن آنها به پرنسشان می شوند. به همین دلیل رقابت بین خانم ها ادامه دارد مدام بهانه جویی می کنند و هر چقدر هم با خنده برخورد کنند در اینجور مواقع می خواهند سر به تن بعضی ها نباشد.
از مطالب جالبی که در هیچ کدام از این داستان ها توجه نمی شود این است که همیشه باید پرنسسی زیبا وجود داشته باشد و پرنسی خوشتیپ و پولدار با اسب سفیدش تا عشق صورت بگیرد و کسی توجه ندارد که خودش زیبا است یا نه. و کسی نمی پرسد پس این وسط تکلیف کسانیکه خوشگل یا خوشتیپ نیستند چیست؟
از جمله حقیقت های تلخ برای آقایون می توان زیبای خفته و هفت کوتوله را مثال زد. اگر در این داستان شیرین و جذاب دقت کرده باشید آن هفت کوتوله که جزو شخصیت های اصلی بودند و در تمام داستان هستند بعد از هزاران خوبی به زیبای خفته به جایی نرسیدند اما پرنس با اسب سفیدش آمد و با یک بوسه دل دختر را بدست آورد. از اینجا به این نتیجه می رسیم که کوتوله ها هرکاری هم کنند در مقابل پرنس های خوشتیپ شانسی ندارند.
این حقیقت در داستان شیراک (Shrek) هم وجود دارد. هر چقدر می خواهید زشت باشید و بدترکیب فقط قد کوتاه نباشید, پادشاه هم باشید در آن وضعیت به حال دخترها فرقی نمی کند.
و یک درس جالب دیگر برای خانم ها اینکه در داستان زیبای خفته باز همه خود را بجای زیبای خفته می بینند و در انتظار بوسه ای از جانب یک پرنس اما متوجه نیستند که همه ی آنها مانند جادوگر بدجنس جلو آینه از خود می پرسند که آیا زیباتر از من در این دنیا وجود دارد؟!! اگر خدایی نکرده وجود داشته باشد سر رقیب خود بلایی می آورند که آن جادوگر بدجنس در مقابلشان کم می آورد. اما در ظاهر همه ی دخترها معصوم هستند.
در داستان پری دریایی هم حقیقت تلخ جالبی به چشم می خورد که جوابگوی عشق های غیر ممکن است. بنابر این حقیقت همیشه برای رسیدن به معشوق غیر ممکن خود باید از نیروهای پلید استفاده کرد به این امید که روزی همه چیز به خوبی و خوشی به پایان می رسد. مشکل این است که آقایون و خانم ها متوجه نیستند که اینجا زندگی ست و دوربین و کارگردانی وجود ندارد که ماجرا بر وفق مراد شما پیش رود. وقتی دست به حرکتی غیر معقول می زنید انتظار اتفاقات ناگوار را هم داشته باشید و اینقدر به زمین و زمان فحش ندهید.
براستی این اندیشه به حقیقت بسیار نزدیک است که انتظارات فیلم گونه ی ما و تصوری که ما از عشق داریم باعث به هم ریختن روابط ما و دوری بیشتر ما از یکدیگر می شود. نظر شما چیست؟
در اکثر داستان ها اتفاقات بنابر شانس پیش می رود و همه چیز رویایی ست. آیا ما داستان بودن آنها را درک می کنیم؟ آیا عشق فقط در فیلم ها و داستان ها وجود دارد؟
چرا وقتی نوبت به فداکاریهای عشق می رسد همه ی ما کنار می کشیم و فقط در داستان ها چنین چیزی انتظار داریم یا از طرف مقابل چنین چیزی انتظار داریم؟ چرا دخترهایی که خود را پرنسس می بینند و بدنبال عشق واقعی هستند محبت های اطراف خود را نمی بینند و فقط نگاهشان به دوردستهاست؟ اکثر ما آدمها علاقه داریم با شخصی نزدیکی کنیم و پس از تغییر وی به پرنس یا پرنسسی که علاقه داریم عاشقش شویم. چرا ما نمی توانیم اشخاص را به همان صورتیکه هستند بپذیریم و عاشقشان شویم؟
آیا بر این است که ما برای عشق تعیین تکلیف کنیم یا عشق برای ما؟
مرگ کانتر
سلام به تمام دوستان امیدوارم همیشه خوش باشید داش کانتر میخاد
خداحافظی کنه ولی وبلاکو نمیبندیم برو بچ لاله زار هستن خدمتتون
که واستون اپ کنن خدا حافظ دوستان گلم واسه همیشه![]()
![]()
رنگ دروغ
کاش متوانستم بدون این بهانه ها رهایم کنی
کاش برای تنها سفر کردن نیازی به فریبم ام نداشتی
کاش بهتر از این ها دروغ می گفتی
وقتی در آینه ی نگاهت رنگ فریب خودم را دیدم
آن روز من فریب را شناختم
کاش تجربه را قبل از این که تجربه کرده باشیم می شناختم
البته هرگز به تو نخواهم گفت من این ها را
هرگز نخواهم گفت که درد مندم از سفرت
تا تو رنگ درو غین شادی را در نگاه ام ببینی
برو
اسوده برو
خیالی نیست باید تجربه کرد
باید جسارت تجربه داشت
باید سفر کرد.

خودکشی
تصمیم خود را گرفته بودم از پلکان بالا می رفتم صدای گامهای
خود را میشنیدم که چندین بار تکرار میشود وصدای قلبم را که به
راحتی شنیده میشد راهی را میرفتم که گویی باز گشتی نداشت متعجبم
که چرا کسی مرا بدرقه نمیکند چرا که این هم یک مسافرت است با
این تفاوت که بازگشتی ندارد مسیر خود را بادقت می پیمودم چون دیگر
از این مسیر باز نمیگشتم هر پیچ را که رد میکردم حس میکردم که از
دنیا دور تر میشوم در گیر و داد با خود بودم که خود را بر بلندای
ساختمانی بیست طبقه دیدم طولی نکشید که عده زیادی از مردم
با ازدحام هیجان خود را اعلام کردند پلیس مرتبا مردم را پراکنده میکرد
هر چه ازدهام بیشتر میشد جراتم را از دست می دادم در صحبتهای
پلیس واژه ای به نام خودکشی یافتم تاکنون نمیدانستم که به این کا میگویند
خودکشی من فقط میخواستم راحت شوم از این زندگی یکنواخت و بی ارزش
خویش ازدهام جمعیت آزارم می داد از این فاصله میشد تشخیص داد که بهم چه
میگفتند حرفهایشان هم آزارم می داد از دل زخم دیده من هیچ نمیدانستند از میان
تارو پود و امواج آزار دهنده صدای گیرا و رسائی را شنیدم که اتش گر گرفته
در قلبم را فرو نشاند صدائی دل نشین و بی پروا اری صدای ناله های دل شکسته
مادری که دست رنج بیست سالهاش را بر بلندای سقوط می دید مادری که چشمان
خود را بسته و دست بر دامان حق می کوفت و مرا از خدا طلب می کرد در یک
ان تمام وجودم گر گرفت وشعله ور شدم به فکرم رسید که هر چه زود تر
خود را به او برسانم و در آ غوشش گیرم پس نزدیکترین راه را انتخاب کردم
ایشالا که همه به آرزوهاتون برسید تف به این زندگی ![]()
![]()
بهاری نو
من امدممممممممممم![]()
![]()
سلام به هم دوستانه گلم ایشا لا که همتون سر حالو خوب هستین ![]()
از آپ قبلی چند وقطی میگذره ایشالا که داش کانتر فراموش نکرده باشید.
فقط هم الان به خاطره خانومم آمدم آپ کنم که بدونه چه قد دوسش دارم
قربونش برمممممممممممممممممممم
تا چشمه همه دربیاد.![]()
![]()

نا تمام
تمام کلمات وجودم را چون شعری ناتمام به تو تقدیم می کنم
به تو که تمام حروف زندگی ات کلمه ای شد
و در دفتر زندگی من نقش بست
به تو که اشک های مضطرب و گریزان مرا
با شادی و بوسه و ترانه ی جاودانه ات آراستی
به تو که زردی نگاه های نومید عاصی مرا
با گل های سرخ وجودت پرپر کردی
به تو که صبورانه صبوری را به من آموختی
ای تنها کلمه ی زندگی ام
ای شکوفه ی زیبای بهار زندگی ام
ای خود زندگی ام
شهر نا تمامم را از من بپذیر .

دلتنگی
دلم برای دیدنت..................برای ازتو چیدنت
دلم برای اون چشات ...........برای دیدن نگات تنگ هنوز
به آسمون عشقمون ...........به کهکشون اون چشات
به پیچ وتاب اون موهات .......به سرخی رو گونه هات
به گرمی برق نگات ..............دلم برات تنگ هنوز

این شعر فقط واسه چشمان بارونی هست که دلم براش شده ایزره ![]()
خوب دوستان امیدوارم که همتون به عشقاتون برسید
خیلی حال میده
به خدا وقتی عشقتون قربون صدقتون میره انگار به خر تی تاپ دادی ![]()
![]()
تا آ پ بدی بدروددددددددددددددددددددد
.میخامتون شدید نظر یادتون نره![]()
زندگی نو
عید امدما لختیم ......هرشب به بابا گفتیم...... بابا گفت به چسم ......
به نیم چسم .....واسه شب عیدت میچسم....
ما علیکمممممممممممم
ایشالا که همیشه خوش خبر باشم
ایشالا که چشم دشمنام از کاسه
در بیاد
سال 85 واسه منو چشمان بارونی (زنم) ساله خیلی خوبی بود
بالاخره خدا ایزره از اون مهربونیشو به ما داد
بهترین عیدی عمرم
رو نه بابا نه مامان نه از هیچ کسه دیگه گرفتم عیدی امسالو رو خدا
داد اونم کسی نیست جز چشمان بارونی بالاخره بعد از 5سال دوستی
عشقولانه چشمان بارونی اخر سالی شد زنم یعنی اینکه بله منو چشمان بارونی
بهم رسیدیم زنه رسمیم شد تا چشمه همه از کاسه در بیاد
خدایا قربونه این
مهربونیت برم ایشالا که همه ایروزی به عشقاشون برسن خوب دوستان
اگه دیگه دیر به دیر اپ کردیم گله نکونید واسه اینکه دیگه به هر چی که
میخاستم با دعای شما عزیزان بهش رسیدم
دعا کنید که زندگی خوبی
داشته باشیم از خوشحالی دارم پرواززززززززز میکنمممممممم
کسی هست
وقتی که در ایوان دلتنگی هایت می نشیینی
وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر
می شوی کسی هست که می شود به او پناه برد
کسی که در شب می توان دلتنگی ها را با او قسمت
کرد.نگاهت را از سنگفرشهای خیس وسرد کوچه های
باران زده جدا کن.تا چه وقت میخواهی در کوره
راههایی که برای خودت افریدی قدم برداری ؟
می توان از تاریکی ها گذشت.میتوتن خود را
در کوچه های سبز باور دوباره یافت یک نفر
هست شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن
تنها با او ....................

ديگران را با او مقايسه کني .....و همه آنهارا در مقابل او کوچک بيني
وقتي عاشق شده اي که بوي عطرش را روي پرپروانه حس کني
و ذهنت از خاطرات خوش او پر شود ...
خوب دوستانه گلم در اخر هم که ایشالا عیدی خوبی داشته باشین ![]()
ایشالا که هر جا که هستین بهتون خوش بگذره
فقط اینو بگم که
مراقب خودتون باشید که خدای نکرده عیدی خوبی از کسی گرفتین
زوق زده نشین جلو طرف قش کنید
در اخر هم بگم براتون دیگه
داش کانتر قاطی مرغا شد دیگه ساله جدیدو زندگی جدیدو ![]()
![]()
دیگه چیکار کنم دیونش شده بودم نمیدادنش بهم داش کانتر ساله جدیدی
براش وجود نداشت
مخلص تک تک برو بچ زرنگ تا اپ بدی اگه زنم
بزاره اپ کنم در پناه حق ![]()
![]()
![]()
تنها کسی که خوب مرا درک می کند یک روز زادگاه مرا ترک می کند
سلام دوستای گلم اینبار هم من بلاگ کانتر رو اپ میکنم
چون این اقای تنبل حال اپ کردن نداره من
موندم پس چرا بلاگ زد ؟؟
شما میدونید دلیلش چیه ؟
فعلا نمیتونم زیاد حرسش بدم
چون میخوام برم تهران ببینمش
...اگه اذیتش کنم سریع تلافی میکنه![]()
خوب اینبار میخوام چی بگم ؟؟؟ نمیدونم هیچی واسه گفتن ندارم
....فقط میگم:
خیلی خیلی خیلی خیلی این اقای تنبل رو دوست دارم ...![]()
عشقم :![]()

درلحظاتی است که بسیاری از ما
به کسی نیاز داریم که
به آرامی همدرد ما باشد ...حامی ما باشد .
می خواهم بدونی ....با تمام وجود با تو هستم
فردا روز دیگریست ....گاه در آن حال که دوست داریم نیستیم
گاه آنچه می خواهیم به دست نمی آوریم
گاه پیشامدهارا در نمی یابیم
می خواهم بدانی باتو هستم . . . . . . به یاد آرگرچه زندگی سخت می نماید
اما فردا روز دیگری است ....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اکنون برایم روشن است که من وتو از مدت ها قبل
به سوی یکدیگر کشیده می شدیم .
با اینکه هیچ کدام پیش از آشنایی از وجود دیگری خبر نداشتیم
درپس بی خبری ما نوعی یقین ناخودآگاه زمزمه و اطمینان می داد که به هم خواهیم رسید .
من و تو تمام این سالها
و زندگی ها به سوی یکدیگر حرکت کرده ایم
دوستت دارم و همواره دوستت خواهم داشت .

مهم نیست به خاطر کسی که دوستش داری غرورتو از دست بدی
اما فاجعه است
اگر به خاطر غرورت کسی را که دوست داری برای همیشه از دست بدی![]()
رود سرخ
وقتی رود سرخ خون تو در عاشورا جاری شد.
دانستم هیچ آزاده ای تا قیامت تشنه نخواهد ماند.
سلام خیلی گرم تنگه همه دوستای خوبه خودم ایشالا حاله همتون خوب باشه ![]()
مگم خوب شد این محرم امد تا همتون در مورد محرم وبلاکتون رو آپ کنید
من آپ میکنم ولی نه در مورد محرم بازم در مورد عشق مینویسم
که انقد تو این
محرمی نظر کردم فکر کنم به هم برسیم باید ای چند وقطی کمپلد هر چی درمیارم
بدم واسه نظرام ولی فدای سرای تار موش
بهم بد نش هر چی دارم میدم ![]()
آپ قبلی رو هم که داشتین خانومم واسم نوشته بود قربونش همه چی رو در مورد
گفته فقط ای چیزه نگفته بود که کانتر یا دل نه صد دل عاشق من هست حالا بگذریم
بازم ای مطلب واستون میزارم با چنتا عکس که دندوناتون بریزه ایشالا بخونید حالشو
ببرید
به امید روزی که همه عاشقا بهم برسن مخلص تک تک بروبچ داش کانتر .
عشقت سایه بانی است
کسی نیست که از تو عاشقانه درخواست آمدنت کند .کسی هم مانند من نیست که
این قدر برای آمدنت دعا کند و شب ها به خاطرت تا نیمه های شب گریه سر دهد
انتظار تو شیرین ترین لحظات من است وهنگامی که از صمیم قلب برای تو دعا
می کنم از برکت عشق توست که نبض های قلبم در سراسر این بدن سرد و بی روح
به صدا در امده است وگرنه بدون عشقت تنها جسمی هستم که در آرزوی مرگ است
زمانی که گل های باغچه تناهاییم رو به پژمردگی بود.این تو بودی که با مژده آمدنت
به من نشاط دادی و باعث شدی دوباره شکفته شوم واز نو برویم.کاش گریه امانم
می داد تا حرف هایم را به پایان برسانم .عشقت سایه بانی است درمیان بیابان
خشک وبی باران این روزها نکبت بار واز زمانی که پای دراین سایه بان
گذارده ام به وجودت پی برده ام.تو در کنارم هستی ودر کنار همه عاشقانی
که گوش به قدم هایت سپرده اند ودر انتظاررسیدن تواند. بی صبرانه مشتاق
رسیدنت هستم تا پای در جای پای گذارم زیرا که تو تنها امید دلهای تنها هستی .

بی قرار
بهار به اخر می رسد و من همچنان مسافر سبز این
جاده ام برای رسیدن به تو و آوردن یک کاسه باران
یک آینه غزل ویک جرعه مهتاب وقتی تو نیستی
دلم بی قرار توست .

این چنتا عکس واسه دل خودم هست شما جدی نگیرید ![]()



![]()
![]()
دارم از تو مینویسم که نگی دوست ندارم از توکه با یه نگاهت زیرو رو شد روزگارم
سلامممم دوستای گلم
من چشمان بارونی هستم (بیتا) اینبار من بلاگ کانتر رواپ
میکنم کانتر درباره همه میگه و مینویسه حالا منم درباره اون میگم و می نویسم ![]()
عشق من متولد اردیبهشت . میخوام یکم از شخصیت کانتر برای شما بگم
جالب بدونید مردی که من عاشقش شدم چه خصوصیاتی داره :![]()
فداکار و ثابت قدم
خیانت راهرگز نمی بخشد
محبوب خودرا لوس و نازپرورده می کند ![]()
توقع دارد که طرف مقابل به پیمان خودوفادار بماند وهرگز آن را نشکند ![]()
اینا دقیقا چیزهای هست که کانتر داره اما وای به روزی که اون روی سکه برگرده .....![]()
وقتی عصبانی میشه اصلا براش مهم نیست که کی درمقابلش قرار داره حالا میخواد
هرکسی باشه حتی من .....
خلاصه اینکه کانتر پسر خیلی خوبیه فقط یه کوچولو پررو
البته خودش که میگه پررو نیست کنجکاو
اما خوب از بلاگش میشه صحت حرفاشو فهمید![]()
( خدا به دادم برسه بعد که اینارو بخونه ...
.. اگه دیگه بلاگمو اپ نکردم بدونید منو کشته )
من خیلی مریم حیدرزاده رو دوست دارم چون مریم دختر پاییز ( مثل من ) و
عشقش متولد اردیبهشت بوده ( مثل کانتر من )
کانتر رو خیلی دوست دارم البته
فقط هم من باید دوسش داشته باشم گفته باشم ..
..!! به امید روزی که باهم باشیم
دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فرداها ![]()
تقدیم به عزیز ترینم درزندگی که بدون اون زندگی برام معنا نداره ....
دوستت دارم را ....."
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
توهمین نکته به تکرار بگواین دلاویزترین شعر جهان را
همه وقت نه به یک بار و دوبار که صد بار بگو
دوستم داری را ازمن بسیار بپرس ؟؟؟؟؟
دوستت دارم را با من بسیار بگو .........
نیلوفرهای عاشق
سلام دوباره خدمت همه دوستای گلم امیدوارم که همتون
خوب باشین همه چی هم همون جوری که میخاد پیش
رفته باشه
داش کانتر امده براتون اپ کنه که حالشو
ببرید
چنتا مثئله هم که باید بگم که قابل توجه
دوستای خودم هستش اول اینکه چند روزی که نیمدم
لاله زار به علت مثائل شخصی بودش نه به خاطر چیزه
دیگه چند روزی هم که گوشیم خاموش بودش به خاطر
همون بود پس وصله نچسبونید به داشتون چون حاجیتون
میاد قاطی میکنه واستون اره
ای چیزه دیگه هم باید بگم
بابا جون هر کی که دوست داره بگه من تو پیوندام بگذارمش
دوست داشت اونم بزاره دیگه اجازه نمیخاد این کار
خوب
دیگه چنتا مطلب با عکس باحالم واستون میزارم که
برید تو فضا بگید تهران بد جای هسش
بدشم تو این ماه
خیلی خوش گذشت بچم تهران بود قربون شما دا ش کانتر.

ما همدیگر را در ان جاده سر سبز دیدیم و با یک نگاه عاشق و
دل باخته شدیم وبا هم سوگند یاد کردیم که برای همدیگر بمانیم
و نگذاریم کسی مارا از هم جدا کند وباهم در ان جاده سر سبز
قدم میزدیم واز ارزوهایمان برای یکدیگر میگفتیم مدتی گذشت
ومن انقدر دوستت داشتم و عاشقت بودم که یک دفعه از این رو
به ان رو شدی و کم کم فهمیدم که دلت را به دست دیگری سپردی
و تمام عهد و پیمانی که باهم بستیم همه دروغی پیش نبود و
تمام برگهای سبز زندگیم یک باره زرد شد و همگی ریخت
وبار دیگر ناامید و دل شکسته شدم مگر گناه من چیست ؟
که باید دل کوچکم بازهم بشکند حالا که عاشقت شدم حالا که
نمی توانم فراموشت کنم میخواهی بروی و مرا تنها بگذاری .

خدای حال کردین ای مطلب براتون گذاشتم که حالشو ببرید
الان که خوندین میدونم گوشه میز کامپیوتر دارید گاز میزنید
مراقب دندونتون باشید
حالا بی خیال بابا عشق دیگه همینه
قلقلک
به ترکه میگن با خمیر دندون پونه جمله بساز میگه:
خمیر دندونه پونه چشمها رو نمیسوزونه .![]()
*******
به ترکه میگن با آب جمله بساز میگه شیلنگ .
*******
چوپونه با گوسفنداش لج میکنه بهشون چمن مصنوعی میده
********
دوتا دوست اینترنتی باهم ازدواج میکنن اسم بچششون
رو میزارن یاهو
*********
ترکه میره جوراب فروشی میگه اقا یه جفت جوراب بدین
جوراب فروشه میگه مردونه .ترکه میگه:بزن قدش مردونه .



سلام عشقی
سلام دوستان گلم ایشالا که همتون روبراه باشید کانتر امد خوشبختانه عاشق ترازقبل
.12روزی رفتم کیش خیلی حال داد خدای جای
خانوم واقعا خالی به خدا
بهش قول دادم ماه عسل ببرم کیش تا صبح بشینی
لب ساحل دل بدیم قلوه بگیریم تا چشم دشمنامون در بیاد واسه تنها کسی
هم که دلم تنگ شده بود بچم بود.![]()
تنها بدی که داشت صبح ساعت 8 بیدار میشدیم شب خیلی زودمی خوابیدیم
ساعت 2بود
روزهای اخر دیگه صبحا که میرفتیم خرید خواب بودم دیگه راه
میرفتم.
حال کردم زیاد خوب حال دیگه بیان بیرون ازمسافرت ای متن توپ براتون مینویسم که حالشو ببرین در ضمن بخونیدبد نظر بدین . میخامتون شدید.
رازعشق
اگر بتوانم در گوشه قبل تو جای دنجی را برای خود پیدا کنم زندگی ام- این
چهل و پنج بهاری که به پلک بر هم زدنی به خزان رسید به بیهودگی
نگذشته است.اگر بتوانم در آخرین نامه ام صادقانه بگویم هر یک از واژه ها
مامی توانند آفرینند روحهای بزرگ باشند روحهای تشنه ای که میخواهند به
دیدار خداوند نائل شوند نفسی به آسودگی خواهم کشید .اگر نتوانم شوقهای
خفته در درونم رابیدارکنم تا ببینی در سطر سطر دستهایم چه حکایتهای
ازعشق بی پایان تو نهفته است ارام چشم بر هم میگذارم . اگر بتوانم به تو بگوییم تنهایی من شبیه پیامبری است که به غیر از دوستی تو حرفی بر زبان نیاورد تحمل ادامه شب چقدر اسان می شود .اگر بتوانم انقدر به تو نزدیک بشوم که در میان نفسهایت بوی خداوند رابشنوم
بی دغدغه سختی های جهان را پشت سر میگذارم . دلم میخواهد تا صبحی که مردگان از خواب سنگین خود بر می خیزند با تو حرف بزنم و تمام
واژه هایرا که به یاد تو جمع کرده ام نشانت بدهم اما حیف... ناگهان باران از
راه میرسد وصاعقه و رعدها صدایم را باخود می برند . دلم میخواهد
هر لحظه از روزهای باقیمانده عمرم یک شعر باشد .یک شعله.
یک سکوت. یک آرزو و آنقدربکر و بدیع جلوه کنم که هیچ گاه چشم از من بر نداری . دلم می خواهد زمین همچنان بر گردش خود ادامه دهد تا فرصت کنم تمام گلهای دنیا را به یاد مهربانی های تو ببویم.

هزار ویک شب دلتنگی هایم تمامی ندارند
زندگی در تسلسل روزمرگی تکرار میشوند و
هیچ ترانه ای از این همه تنهایی نمی گوید.
من شکایت دارم از سرنوشت ظالمی که یک
لحظه هم بر مراد من نگذشت واز سالهای
بی رحمی که بی تو گذشتند............

خوب دوستان ایشالا که خوشتون امده باشه که به احتمال زیاد خوشتون امده
چون من نوشتم کانتر خوشتون هم نیومده مشکل خودتون هست.
این هم چنتا
عکس باحال واسه خالی نبودن غریزه تا اپ بدی یا علی .![]()



ماه نحس
سلام علیکم همه خوبا .همه زرنگا. همه کسای که مثل خودم عاشق هستن
و جونم میدن واسه خانوماشون خوب هستید که ایشالا خدا رو شکر.![]()
خوب دوستان امیدوارم که همه چی طبق مرادتون پیش بره و همه
چی روبراه باشه جاتون خالی انقد تو این ماه بد بیاری اوردم که
نگو نپرس
پشت سرهم ولی خوب وبلاکو تعطیل نمیخام بکونم اخه
هر کی ناراحتی براش پیش میاد سره وبلاکشو تخته میکنه
حالا
بگذرم دفعه پیش گفتم برام دعا کنید نمیدونم کدوم اقا یا خانومی به
عشق من حسودیش شده نفرینم کرده که الان دارم از اول ماه درجا
میزنم
ای چیزه دیگه هم بگم حتما مطلبی که مینویسم تا آخرش بخون
بد نظر بدین ممنون. ![]()

تورا دوست دارم
سالهاست که خوابهای من از دریا و سنجاقک خالی ست .خوابهایم نه بوی
تو را می دهند نه بوی جوانی ام را . سالهاست جاده ها سر به زیر و ساکت
به راه خود ادامه میدهند بی آنکه منتظر گامهای من باشند و اشاره تو .
به من گفته بودی بهشت نزدیک است و گاهی در حیاط خانه مان هم
می توانم آن را ببینم و امروز که باران همه آ رزهایم را خیس کرده است
دفترچه ام شبیه بهشت شده است پر از گلهای که نام تو روییده اند .
به من گفته بودی عشق بی آنکه در بزند می اید با فانوسی در دست و برقی
در چشمان و امروزکه می توانم دنیا را در یکی از سلولهای تو ببینم عشق
در اتاقم نشسته است و به من لبخند میزند . هر روز به تو فکر می کنم از
خودم می پرسم آیا درختان و پرندگان خواب می بینند ؟ آیا درختان می
توانند بوی تو را حس کنند ؟ ایا پرندگان می توانند برای تو شمعی بر
افروزند ؟ از تو با چه کسی حرف بزنم ؟ چه کسی باور می کند که بهشت
را در دستهای تو دیده ام و زمین را که با همه عظمتش رو دگمه پیراهنت
نشسته بود ؟ چه کسی باور میکند جنگل های انبوه دنیا در گیسوان دلتنگ
تو گم می شوند؟ ترانه ای که برای تو سروده ام از گفتگوی موجها و
ساحل زیباتر است اما سکوت تو زیباتر نیست . دوست دارم ترانه هایم
در قلب تو خانه داشته باشند و تو با انگشت های لاغرم روی شیشه مه
گرفته بنویسی ((اگر چراغ عشق روشن باشد هزار کوهستان هم نمیتواند
بین ما فاصله بیندازد))

گلایه های دوری
سلام بهترین باروزگار بی من چی می کنی ؟
با روزهای گذشته از پاییز ؟نمی دانم چقدر دلم
برای چشمانت تنگ شده؟دلم می خواهد فقط
خواب چشمان تورا ببینم .هرشب نقش خیالت
رانقاشی می کنم وخیالت آمدنت رابه آغوش
خسته می کشم .قاب چشمانت پر ازعکس
ستاره های دور است .
خوب دوستان امیدوارم که همشو خونده باشین و حالشو برده باشین دیگه
چیکار کنم عشق این دختره (چشمانی بارونی قربونش برم )دیونم کرده ولی
خوب قشنگه![]()
حال میده مطلب بدی اینکه دارم میرم مسافرت به مدت دو هفته حال کجا
میرم نمیگم حالتون گرفته چه
ولی خوب جای هست جاتون هم اصلا خالی
نمیکنم چون فقط جای بچه خودمو میخام خالی کنم اونجا
به امید اینکه همه
ایروزی به عشقاشون برسن
سوتی هم حال نداشتم بنویسم براتون ایشالا
دفعه دیگه میگم براتون که چی گفتم چون سوتی خودم داده بودم
تا اپ بدی
حق نگه دارتون.قربونم برید همتون
ببخشید اشتباه شد قربون همتون برم ![]()
![]()
داش کانتر مخلص همه عاشقا ....................................................
چیخمال های روزگار
سلامی دوباره به تمام دوستان گلی که مارو همراهی کردن که تونستیم الان با ای
روی باز ازشون استقبال کنیم
ای تشکر مخصوص هم خدمت همه زرنگای که با
نظرهای خودشون مارو بیشتر راهنمای کردن که البته کسی نظر خاصی نداد انقد
گروه کانتر کارشون درست بود که کسی نتونست ازشون ایراد بگیر
در هر حال
ممنون خیلی میخامتون.![]()
اینارم تقدیم میکنم به عزیز ترین کسم که فقط و فقط برای اون مینویسم ![]()
![]()

تنهایی
یادت هست غروبهای باران وعشق را به من که
عمق عشقمان را می سنجیدم در نگاهت یادت
هست خنده ها رادر مشت می گرفتیم ومی پاشیدیم
بر لبهایمان ولی اینک منم و تنهایی وغروبهای که
خیس می خورم در یادت.![]()

ومن هر روز از پشت پنجره سکوت به تنهایی ام
خیره می شوم.دلم تنگ شده برای دوباره زیر بارون
ایستادن وبرای زمزمه کردن حتی یک ترانه کوچک با
تو کاش بودی تا ببینی بی تو محصور یک قاب روزها
ببارد .حوصله میکنم حوصله اما انگار سالهاست که مثل
یک پرنده اسیر پشت همین پنجره ها بی آواز مانده ام بی اواز
یک روز شاید دوباره برایم زمزمه کردی قطعه پرواز را
یک روز شاید برسم به حقیقت سخن یک شاعر که می گفت :
پشت این ابرها افتاب است .![]()
دورتر
از لب گرم تو امروز بیا دورتر است
وکسی نیست بپرسد که چرا دورتر است
بوی نمناک ترین فاصله ها را داری
مثل حسی که از این حال و هوا دورتر است
در تمامی زوایای نگاهم همه جا
انتظاری است که از ثانیه دورتر است
بین ادراک من واینه انگار کسی است
یک نفر هست که از چشم خدا دورتر است
من به گرمایش احساس خود ایمان دارم
گرچه دنیای من از ذهن شما دورتر است
خوب دوستان زیاد رفتیم تو عشقو این چیزا ایزره دیگه از این حرفا بزنم
اشکم در
میاد
نه که من حساس هستم از اون لحاظ میگم ![]()
![]()
اینارم گفتم که چشمان بارونی بدونه که چه قد دوسش دارم ![]()
![]()
سوتی هفته
خوب خدمتتون ارز کنم که این قسمت هم فقط برای زیه کردن خودمون هست و هیچ
ارزش دیگری ندارد![]()
سوتی ابرام این بود که با خانومش رفته بود فرحزاد حالا نمیدونم
چقد خوش گذشته بوده که امد به ما میگفت جاتون خالی رفتیم فرحزاد یک
چای
کشیدیم احتمال زیاد قلیون هم خورده از حولش نفهمید ![]()
سوتی اقا وحید هم این بود که تو مغازه خودمون ای جا داریم که
بعدازظهر هرکی خوابش میگیره میاد اونجا میخوابه دست بر غذا
بابا ابرام اون روز دراز کشیده بود که اقا وحید از راه رسید و یک
فش نون اب دار
نثار عمه اقا ابرام کرد
که بابا ابرام هم که اون بالا دراز کشیده بود شنید که بد اقا
وحید مثل بوقلمون قرمز شده بود سرشو انداخت پایین و از مغازه در رفت .![]()
در اخر هم خدمت دوستان گلم عرض کنم که تنها کاری که میتونید واسه من انجام
بدین این هست که دعا کنید برام زود تر به عشقم برسم هیچ کاری دیگه هم نمیخام
به امید اونروز که..................تا اپ بدی یا علی ایشالا که همیشه عاشق
باشین خیلی قشنگه عاشقی اگه دوطرفه باشه التماس دعا![]()
سلام به تمام بچه های خوب ایرون که یجورای مثل خوده ما عاشق هستن![]()
تازه شروع کردیم نوشتن یعنی یجورای تازه کاریم
البته زیاد مشکلی نداریم چون ۱نفر هستش که تمام کارمانو انجام میده
و هیچ منتی هم سرمون نمی زاره
میریم سر موضوع وبلاگ که اصلا به خاطراین کار شروع کردیم نوشتن جدیدا نمیدونم چرا تو هروبلاگی
که میری همش از عشق وعاشقی ازاین جوربرنامه ها فقط حرف میزنن این به این معنا نیست که ماعاشق
نیستیم ماهم مثل همه دلمون پیشه یک نفرگیرهست ولی به کوری چشم دشمنامون به اونا رسیدیم![]()
بعد از همه این حرفا میریم سر اصل مطلب :
ماچهارتا دوست هستیم گوش شیطون کرخیلی با هم جور هستیم به قول معروف رفیق جینگیم
خودم ابراهیم نوید و وحید12 سالی هست که باهم هستیم ازاون موقع که به لواشک میگفتیم لاف دوشک
شما دوستان محترم میتونید گروه کانتر صدامون کنید وبلاگ ما برعکس تمام وبلاگها همش درموردعشق از
این جورحرفا نیست 50% هم اختصاص میدیم به چیزای دیگه که حالا میگیم اگر مطلبی هم توش
نوشتیم که عشقولانه بود زیاد جدی نگیرید واسه دل خودمون هست ما این وبلاگو درست کردیم هرکی میاد
توش حد اقل چند ثانیه ازعشقو عاشقی دور باشه واسه خودش حال کنه حالا هرکی هم مطلبی داشت ازش
استقبال میکنیم بدمون نمیاد میریم سراسم وبلاگ که چرا شده بچه های لاله زار:![]()
خوب لاله زار که تمام بچه های تهران خوب میشناسن خدارو شکر چون در هفته حداقل یکی یا دوبار
گذرشون به لاله زار یا پشت شهرداری میخوره حالا واسه چی خودشون بهترمیدوننبچه های دیگه هم که
اهل تهران نیستن از 10 تاشون حداقل3یا 4 تاشون لاله زار به گوششون خورده که کجا هست اونای هم که
نمیدونن به ما هیچ ربطی نداره برن بپرسن دخترخانومها هم که نیان اونجا بهتر هست
حالاخوشبختانه یا بدبختانه گروه کانتر همشون تو لاله زار مشغول هستن (پیشه پدرامون مشغول هستیم)
به هرکی میگی تولاله زارکار میکنم سریع میگه چی میفروشی که این موضوع واسه بچه های لاله زار
مشکل اساسی که بعد در این موضوع حسابی صحبت میکنیم .
در مورداین هم که هر کی تو این وبلاگ چیکار میکنه براتون تو ضیح میدم در این وبلاگ هیچ کس به جز
خودم و نوید و یکی دیگه که تنظیمات وبلاگو انجام میده کسی دیگه هیچ کار خاصی نمیکنه یعنی وحید وابرام
نقش دیوار رو دارن خودم که 22 سالم هستش متولد اردیبهشت هستم
خیلی پسرسربه زیراروم اصلا
خیلی بچه خوبی هستم نوید هم که مثل خودم 22 سالش هست متولد تیر خیلی پسرخوبیه شبا زود
میخوابه صبح زود بلند میشه اونم مثل خودم پسر خوبی وحید هم 22 سالشه متولد بهمن اونم بد نیست
مشکلی که داره هرهفته عاشق یک نفر میشه ابراهیم هم که از همه ما بزرگتر هست 23 سالشه خودش
خیلی ادام بیخود و به قول معروف اب زیره کار و مارمولک که همش درحال جیم کردن اینو اون هست ![]()
در مورد درس هم بگم که گروه کانتر بیشتر از دیپلم براشون افت داره اصلا هیچ کدوم دانشجو نیستیم![]()
بهمون نمیاد نه که بد باشه به ما نمیخوره . تا اینجاهمهچی گفتیم چند قسمت مونده در مورد اینکه چه کسی
تنضیمات وبلاگو انجام میده بگم براتون که ای 7 سالی هستش که دلمون به قول معروف اره......![]()
این قسمتی که مینویسم هیچ ربطی به وحید نوید و ابرام نداره
از همین جا ای سلام گرم میچسبونم تنگ بچه های گرگان که ربطشو میگم براتون به احتمال زیاد وبلاگ
بازهای گرگان وبلاگ بسیار زیبا و قشنگه چشمان بارونی رو دیدن که اگر هم ندیدین برین حتما ببینن اونای
هم که دیدن و اشنا هستن که میدونن کی رو میگم که خوب بحسش جدا ست بله این همون کسی هست که
تنظیمات وبلاگ بچه های لاله زاررو انجام میده که هر حرف یا چیزه دیگری از جانب من خوندین اصلا شما
جدی نگیرید و فقط واسه چشمان بارونی هست درمورد اشنا شدنمون هم فامیلمون هست هم .......![]()
خوب اینم معرفی بچه های لاله زار که فقط چشمان بارونی رو که تنظیمات انجام میده ربطی به لاله زار نداره
درمورد نوید هم باید بگم اونم مثل خودم که دلم گیره قلبش مثل...خروس واسه ینفر میزنه اونم کسی نیست
جز نازنین خانوم خواهر خونده خودم که همسایه بغل دستی ما هستن یعنی بودن الان 7 ماهی هست که
نیستن ای روزی اقا نوید که نازنین خانوم رو دید چراغ گردون بالا سرش روشن شد و ماجرای عشقولانشون
لب ریز شد که در مورد نازنین خانوم هم هیچی نمینویسیم چون پرو میشه وحید هم که اصلا هر کی میبینش
فکرمیکنه بچه مثبت هستش ولی درونش چی بگم براتون اقا وحید هرهفته عاشق یه نفر میشه الان هم در
حال حاظر با منشی خدمات کامپیوتری محل کارش ریخته روهم .![]()
ابرام بدبختم که از بچگی دختر عموشو بستن به خیکش بیچارش کردن نفس نمیزاره بکشه دخترعموش ولی
خوب ابرام کثافت زیر ابی بعضی وقطا میره ولی خوب هم دیگرو دوست دارن جفتی خوب همه اینا روگفتم
که ای وقطی ای دختراز خدا بی خبر نیاد دل به بچه های لاله زارببنده چون ما هممون عاشق هستیم![]()
ولی وحید ماله شما چون میترسم این هفته دوباره ......![]()
خوب همه بچه زرنگای که نشستن و اینا رو خوندن میدونم خیلی زیاد نوشتیم ولی خوب دفعه اول بود گفتیم
همه چی رو در مورد خودمون بگیم در مورد اسم خودمم صدام کنید کانتر اگه کسی لو نده ![]()
ایشالا همیشه سر حا ل باشید قربان همتون بچسبانم بچه های لاله زار ![]()